باید شکست بغض گلو در سکوت شب

 باید رسید تا قلل استوار عشق

باید که دید چهره ی پر درد خویش را

 در بیکران اینه ی بی غبار عشق

 پاییز را به نام من دلشکسته خوان

کز از روی ان سه فصل بستیم دو دیده را

 بر خوان بنام کفتر  خونین پر سفید

 توصیف عشق  این دل در خون تپیده را

پاییز ای پادشه چهار فصل عشق

 پاییز ای تبسم غمگین روزگار

پاییز ای مامن نارنجی کبود

در چهار فصل  ساکت و رنگین روزگار

 یا یکدمی رسان تو به یار سلام ما

 یا بوی عشف وی برسان بر مشام ما

 یا برکن زبیخ و بن سازمان عشق

یا ثبت کن به دفتر عشاق نام ما