نوشته ام رابا سلامی اّغاز میکنم تا خداحافظی نداشته باشد.

باعشق اّغاز میکنم تا دوری نداشته باشد.

با محبت اّغاز  میکنم تا جدایی نداشته باشد .

با حقیقت اّغاز میکنم تا خیانت نداشته باشد.

دوست دارم  بدانم چه کسی اولین قطره ی اشک را برایم خواهد ریخت.

دوست دارم بدانم چه کسی مرا اخر از همه از یاد خواهد برد.

روزی که برای اولین بار حضورت را با قلبم احساس کردم

نمی دانستم روزی بزرگترین عشقم خواهی شد

نمی دانستم که قلبی خواهی داشت در وجودم که اگر نباشی مرگ است.

دوست دارم از اشک چشمانم پلی بسازم

 تا بتوانم این دنیای بی وفا را برای همیشه خراب کنم.

نمی دانم محبت را بر روی چه کاغذی بنویسم که هرگز پاره نشود.

نمی دانم بر روی چه دیواری بنویسم که هرگز خراب نشود.

نمی دانم بر روی چه ابی بنویسم که هرگز گل الود نشود.

وسرانجام نمی دانم بر روی چه دلی بنویسم که هرگز سنگ نشود.

تو را به جای تمام کسانی که دوست نمی دارم دوست میدارم.

تو را بخاطر دوست داشتن دوست میدارم.

تو را به جای تمامی روز هایی که نمی زیسته ام دوست میدارم.

دوست دارم هر گاه یادم کردی نگاهم کنی  نه هرگاه نگاهم کردی یادم کنی.

تقدیم به کسی که صادقانه دوستش دارم و عاشقانه دل در گرو عشق او دارم.

تقدیم به کسی که دل خسته از زندگی را در پناه مهرش تسلی و ارامش بخشیدم.

حضرت عشق بفرما که دلم خانه ی توست    

                                                       سر عقل امده هر دل که دیوانه ی توست