شیدا

شیدا جون از دوری تو گریه کردم

شیدا جون شعرامو بر تو هدیه کردم

شیدا جون بغض ،تو گلوی من شکسته

شیدا جون غم ،توی سینه ام نشسته

شیدا جون چشمای تو رنگ عسل

شیدا اسمت نمک و شعر و غزل

شیدا هر جا که ذلی شکسته دیدی

هر جا بال یک پرنده بسته دیدی

 

شیدا هرجا که بلور پاک شبنم

روی گلبرگ گلی نشسته دیدی

شیدا یاد من غم خونه بیفت

 یاد این مرغک بی لونه بیفت

شیدا هرجا که کنار تخته سنگی

 دیدی یک جوون خسته تکیه کرده

 روبروش پژمرده یک لاله قرمز

شاخه هاش خشک وگلش ساکت و سرده

بدون اون جوون بی خنده منم      

 از همه خوشیها دلکنده منم

شیدا جون اشکات و از رو گونه پاک کن

تو نگی نمیشه، بی بهونه پاک کن

 با مداد پاکنی از جنس جدایی

 نذار اسمم رو دلت بمونه ،پاک کن

 شیدا جون به جای اشک از تو چشام

خون دل می ریزه روی گونه هام

مرد و قول و قرار ترک شادی

دیگه بی تابی نکن ،شیدا که رفتم

شیدا جون روز وداع ما رسید

تو ندیدی دل من چه ها کشید