مادر من عشق را بو کرده است

جا نمازش با یاسها خو کرده است

دامنش گلدان گلهای عفاف

انکه خوبیها به او رو کرده است

قلبش ازبرگ گل یاس سفید

مهر روی خود بدان سو کرده است

ژاله را ایزد به چشمش کرده و

برگ سنبل را برش او کرده است

قلبش از صافی بسان اینه

خصلتش را نام مهرو کرده است

روح سبز زندگی احساس او

مادر من عشق را بو سیده است