تقدیم به النای عزیزم

النا دوست دارم دختر نازم

اومدی عروسکم بهت مینازم

اومدی تا بهارو معنا کنی            

فصل عشق و بودن و بر پا کنی

 اومدی تا که بگی زندگی هم رنگیه

یه روزش سبزه بهاری یه روزم سفید و برفی                                              

یه روز هم زرده به رنگ برگهای پاییز

دخترم برگ گلم تو مهربونی

برامون هدیه ای از اسمونی

دل تو مثل یه چشمه زلال وپاکه

و به اندازه ی دریا  بزرگ و بی مثاله

....                         

 

 


دخترم عرف نفسک را تو معنا میکنی

شیطونای نفس ادمارو تو رسوا میکنی

اومدی تا که بگی روحم اسمونیه

دلم خالی از هر چه کینه و دروئیه

اومدی تا که بگی قدر مادر بدونید

وقتی که منو توی این  قنداق کوچک می بینید   

اومدی تا که به ما زیبایی  رو نشون بدی

خلقت خاص خدارو تو به ما عیون بدی

اومدی تا که بگی خدا مارو پاک افرید

از میون همه  گلها سفید و ناب افرید

اومدی تا که بگی از اون بالا پاک  اومدم

ناتوان و بیدفاغ و بی بار امدم

بخاطر همین از هر چه پلیدی بیزارم

دخترم اومدی تا که بگی گرچه کو چیک و ناتونم

ولی بار بر دوشم به پهنای اسمونه

اومدی تا که بگی هرچه که کار بده تقصیر شیطون نذارید

بلکه تقصیر و مقصر همیشه این هوسه

وهر چه مکشیم از این دل  بلهوسه

اومدی تا شادی رو معنا کنی

مارو از هر چه غمه رها کنی

اومدی تا که بگی همگی مسافریم 

توی این دنیای فانی مهمان و مهاجریم  

اومدی تا که بگی ادما ای ادما

زندگی زود گذره و عمر ما مثل حباب رو ابه

زندگی مثل یه دریا می مونه

که اگر حریف نباشی توی اون غرق میشی

ّپس از اول راهت رو خدایی کن

دل به دریای الهی بسپار و بیمه ی اسمانی کن

تو اگه بیمه ی اون بالا شدی

سرشار از اخلاص و معنا شدی

میدونی که زندگی امانته

که الان در دست تو یه فرصته

ارزش عمر رو غنیمت بشمار

چونکه تا چشم بذاری بازم همان

یعنی وقت رفتن و جداییه

وقت حساب و عمل واقعیه

تو باید جایی بری اون دور دورا

جایی که من اومدم ازاون بالا

جایی که  فرق داره با این جاها

جایی که مونس وهمراه نداری

 جایی که بیکس و تنها می مونی

جایی که هیچ کس تو رو نمیشناسه

پول و پارتی و مقام هم صنار غازه

جایی که هیچی خریداز نداره

جزعمل نیک و بدت که سرنوشتت رو می سازه                                             

جایی که دروغ معنا نداره

ریا درویی معما نداره

جایی که خدارو پیدا می بینی

 شیطون ادم و رسوا می بینی

 عدالت خدا رو اونجا می بینی

جایی که صداقت و درستیه

هرچه هست دوستی واقعیه

من النا باشما حرفی دارم

حرفی از دل پاک و بی دردی دارم

 پس  باباجون ماماجون خاله  جون

دایی و عمه و عمو جون

من  جسمم پاک ودلم  پاکتر از برگ گله

پس به من قولی بدید

منو آلوده به این دنیای زشتی نکنید

با بدیهای گناه دلمو خون نکنید

چونکه من ادمیم مثل شما

خیلی نزدیک و  دقیق عین شما

چونکه هر چه ببینم یاد می گیرم

اثر اونارو توی کارام می بینم   

 پس به من درستی و خوبی رو  بدید

چیز های الهی و  و پاک و بدید

چونکه پاکم منو الوده نکن

من نهالم خم و فرسوده نکن

پس به من هر چه که زیباست بدهید

باغبان و گل زیبا بدهید

چونکه تعلیم من از جسم من ارجحتره

 بهترین محصول جسمم پاکی روح منه

چون که این روح است امانت دست ما

مثل یک گل هم شما پاکش بدار

من النا دختر ناز شما

من دعایم از پی راه شما.